X
تبلیغات
دانا - مقاله (دوران جوانی ))

دانا

مدیریت - دانش - مهارت - تجر به

 

دوران جوانی، ارزنده ترین ادوار زندگی است و مسئولیت جوانان در این ایام پر ارج بسیار سنگین است. زمان تصمیم گیریهای اسایی است و این تصمیمات عموماً تأثیر بسیار بزرگی بر تمام زندگی فردی می گذارد.

این دوره برای والدین و خود فرد حایز اهمیت است. حساسیت والدین در این دوره به این دلیل است که هر یک از تصمیمات فرزندانشان می تواند در موفقیت یا عدم موفقیت آینده او نقش تعیین کننده داشته باشد.

خود جوانان هم معمولاً اهمیت تصمیم گیری و پیامدهای آن را در زندگی آتی می شناسند و از آنان انتظار می رود که متوجه تغییر مسیرهای مختلف زندگی خود باشند که برای این کار لازم است از همان آغاز تصمیمات درستی اتخاذ کنند.

درنتیجه به سبب اهمیت این دوران در این گردآوری بر آن شدم که گوشه هایی از ابعاد حیات جوانان از جمله شخصیت جوان، تمایلات جوان، توجه به مذهب در جوان و ... را از منظر قرآن و روایات به تحریر درآورم.


 

 

مقدمه:

مسیر زندگی انسان به مثابه بستر رودخانه ای است که از موقعیت های متنوع و متفاوتی عبور می کند. گاه چشم اندازی از راه هموار و آرام در معرض دیدگان ما جلوه نمایی می کند و گاه دیگر مسیر ناهموار و صعب العبوری مشاهده می شود.

فراز و نشیب هایی که رودخانه طی می کند بی شباهت به مراحل رشد و تحول زندگی انسان نیست. دوران کودکی به آرامی سپری می شود و هنگامۀ پرجوش و خروش نوجوانی و بلوغ فرا می رسد و از پس آن دوره سرنوشت ساز و مهم جوانی می آید.

فصل شکفتن غنچه های کمال و معرفت و موسم جوشش زلال ایمان و معنویت، فصلی که سیمای زندگی را گرم و صمیمی ساخته و حیات اجتماعی را شیرین و دلپذیر می سازد رشد و تکامل انسان در چرخه حیات جلوه هایی خاص به خود می گیرد و دارای ویژگیهایی می باشد که به سبب آن مراحلی برای رشد و نمو درنظر گرفته می شود.

در ادامه این نوشتار سعی می کنیم با برخی از ویژگیهای جوانان و مقتضیات آن از نظر دین مبین اسلام آشنا شویم.

 

ـ سنین جوانی

فصل جوانی از زیباترین فصول زندگی است و هر انسانی دوست دارد از طولانی تر ین فصلها نیز باشد. وقتی صحبت از سال های جوانی می شود هرکس علاقمند است بداند این دوران شامل چه طیف سنی می شود و به چه کسانی جوان گفته می شود.

در مطالعات روانشناسی مطرح می گردد که نوجوانی و جوانی مفاهیمی نسبی هستند و بنابر افراد و جوامع متفاوت می باشند، با این وجود شروع نوجوانی را که همراه با بلوغ جنسی است با قاطعیت بیشتر یبیان می کنند و به طور میانگین آغاز آن را از 12 سالگی تعیین می کنند.

در طول دوران بلوغ که چند سالی طول می کشد نوجوان در جنبه ها و ابعاد مختلف جسمی، فکری و شناختی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی به انسجام بیشتر و تکامل نسبی رسدیه و وارد مرحله جوانیمی شود.

«جوانی دوره انسجام هویت و مدخل زندگی بزرگسالی است، نوجوانانی که دوران بلوغ را سپری می کنند به دنیای جوانان می پیوندند به گونه ای که از بحران هویت به انسجام هویت رسیده، رشد و تکامل بدنی دوران بلوغ به حد کامل خود می رسد، توانائیهای شناختی و رشد اجتماعی از حالت های ساده به کیفیت برتر رسیده و با آغاز نقش آفرینی های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... دوران جوانی آغاز می گردد.

فراغت از تحصیلات دبیرستانی، گذراندن دوره سربازی برای پسران، ورود به بازار کار یا دانشگاهف ازدواج و آغاز زندگی زناشویی و تحولات دیگر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به تمامی از جمله ویژگیهای رشد دوره جوانی است»[1]

از منظر قرآنف مرز خروج از دنیای کودکی، رسیدن به مرحله بلوغ حلم است.

«واذ بلغ الاطفال منکم الحلم فلیتئذنوا کما استئذن الذین من قبلهمم و آن گاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند باید مانند سایر بالغان البته با اجازه وارد شوند.

بنابراین نوجوانی از این زمان شورع می شود و پس انسان به مرحله جوانی می رسد که به تعبیر قرآن مرحله بلوغ اشد است.

و اما برای پایان این دوران در قرآن اشاره به رسیدن به سن چهل سالگی شده است. چنانکه در آیه 15 سورۀ احقاف می فرماید: و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم که مادر با رنج بار حمل کشید و باز با مشقت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری بود تا وقتی که به حد رشد و جوانی رسید، سپس آدمی چهل ساله گشت... .

لذا از نظر قرآن انسان تا سن چهل سالگی در زمره جوانان می باشد و باید برای رشد و تعالی خود تلاش نماید. اگرچه ممکن است در اواخر این سنین از نظر جسمانی انسان رو به نقصان برود ولی رشد معنوی و بالندگی روح و روان که حقیقت انسان می باشد تا این سنین همچنان میسر می باشد.

 

ـ شخصیت جوان

ارزش نگذاشتن به خود و شخصیت قائل شدن برای خود از کودکی در انسان آغاز می شود و کودک به تعریف از شایستگی های جسمی، رفتاری، اجتماعی و درسی خود می پردازد.

«با شروع نوجوانی انسان به مرحله ای از رشد می رسد که در آن احساس هویت بدست می آید. هویت به معنای یک احساس پایدار از یگانگی خود»[2]

پس از این مرحله بعد اجتماعی زندگی جوان فعالتر شده و او سعی می نماید که خود را مورد پذیرش جامعه قرار دهد و به کسب ارزش های شخصیتی مربوط به تعاملات اجتماعی می پردازد و هرچه توانایی ایفای نقش اجتماعی او بهتر باشد احساس شخصیت بیشتری می کند.

در این دوران تمایلات و توقعات ویزه ای در نهاد انسان شکوفا می گردد که شخصیت انسان را در دوران نوجوانی و جوانی از سایر دوران های عمرش از جهاتی متمایز می سازد.

 

ـ اهمیت استفاده از دوران جوانی در قرآن و احادیث

از منظر قرآن مجموع فراز و نشیب دوران زندگی بشر در سه مرحله خلاصه می شود: کودکی، جوانی، پیری.

خداوند در آیه 54 سورۀ روم می فرماید:

خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید سپس بعد از این ضعف و ناتوانی قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیری قرار دارد و هرچه بخواهد می آفریند و اوست عالم و قادر.

ارزش دوران جوانی از دیدگاه قرآن بدینگونه مطرح شده که جوانی مزنزل قوت و نیرومندی زندگی دنیاست و از دو طرف محدود به ضعف و ناتوانی است از طرفی ضعف ایام کودکی و از طرف دیگر ناتوانی در دوران پیری.

ایام جوانی رسیدن به مرتفع ترین و عالی ترین منازل زندگی است.

اولیاء گرامی اسلام جوانی را یکی از نعمتهای پر ارج الهی و از سرمایه های بزرگ سعادت در زندگی بشر شناخته اند و این موضوع را با عبارات مختلفی خاطرنشان نموده اند.

امام علی (ع) فرموده اند: دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد، یکی جوانی و دیگری تندرستی و عافیت است.

در این حدیث حضرت علی 0ع9 نعمت جوانی را در ردیف بزرگترین نعمتهای الهی، یعنی صحت و سلامت آورده است و به اندازه ای آن را مجهول القدر دانسته که می فرماید تنها در موقع فقدان جوانی می توان به ارزش آن پی برد.

روایت شده که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:

در روز قیامت بنده قدم برنمی دارد تا اینکه از او سؤال از چهار چیز شود:

از عمرش که چگونه سپری کرده، از جوانیش که در چه راهی به پایان رسانده و از مالش که از کجا بدست آورده و در چه راهی خرج کرده و از محبتش به ما اهل بیت.

از این روایات به خوبی استفاده می شود که دین مبین اسلام تا چه پایه به جوانی و ارزش آن توجه مخصوصی دارد. این سرمایه در پیشگاه الهی به اندازه ای مهم است که روز حساب از صاحبش سؤال می شود که چگونه آن را صرف کرده است؟

گرچه دوران جوانی خود قسمتی از مجموع عمر آدمی است ولی این قسمت از عمر آن قدر مهم و ارزنده است که درباره آن پرسش مخصوصی می شود.

 

ـ پیامبر اسلام و استفاده از نسل جوان

پیشوای عالیقدر اسلام در چهارده قرن قبل به این نکته مهم اجتماعی عنایت مخصوصی داشتند و در کشور کوچک و نوبنیاد خود از نسل جوان برای کارهای حساس مملکت استفاده می کردند.

رسول اکرم (ص) در موارد متعددی پاره ای از مشاغل مهم مملکت را به جوانان شایسته و لایق محوّل کرد و در کمال صراحت قولاً و عملاً از آن حمایت فرمود.

ولی انجام چنین عملی در محیط سراسر جهل و تعصّب آن روز به سادگی انجام نمی شد.

زیرا سالخوردگان حاضر نبودند زیر بار نسل جوان بروند و مطیع اوامر آنان باشند، به همین جهت موقعی که رسول اکرم (ص) جوانی را انتخاب می فرمود و او را عهده دار مقام بزرگی می کرد پیران سالخورده رنجیده خاطر می شدند و صریحاً از آن حضرت نگه می کردند.

پیامبر اکرم (ص) برای تثبیت روش خود پافشاری می فرمودند و در مقابل افکار ناروا و تعصب های جاهلانه آنان مقاومت می کردند و سرانجام با سخنان حکیمانه و تذکرات مؤکد خویش آن ها را قانع می نمودندف یا لااقل وادار به سکوتشان می کردند. بعلاوه در منبر و محضرف جوانان شایسته را مورد پشتیبانی و حمایت صریح خود قرار داده و بدین وسیله آنان را در مقامات عالی اداری مستقر می کرد.

 

ـ جوانی فرصت رشد معنوی

انسان در این جهان در مسیر رشد و تکامل قرار دارد و هدف نهایی رسیدن به قرب الهی می باشد و در این راه از ابزار جسم و روح بهره می گیرد تا ر شد یابد و به تعالی برسد.

خداوند متعال در آیات متعددی در قرآن خلقت انسان را و مراحل تحول و تطوّر او را را متذکّر می شود تا با درک عظمت خلقت و بهره گیری از قوای جسمانی؛ روح و روان را قوت ببخشیم و در مسیر حق قرار گرفته و از گمراهی و ضلالت خارج گردیم.

رشد حقیقی در قرآن، رشد معنویف رشد ایمان و تکامل اخلاقی می باشد جنبه ای که انسان باید با اختیار خودش آن را کسب نماید و مدارج آن را بپیماید وگرنه تمام انسان ها در مراحل خلقت و رشد جسمانی یکسانند و آنچه یکی را بر دیگری ممتاز می گرداند درجه رشد ایمان و تقوی می باشد.

حال نکته قابل ملاحظه این است که در دوران بلوغ رشد نه تنها کمال جسمانی و عقلانی حاصل می شود و انسان اگر تلاشی برای  رشد جسمانی و رشد نیروی فکر و عقل کرد به نتیجه می رسد بلکه تلاش برای رشد معنوی و روحی نیز تا چهل سالگی میسر است و اگر انسان به چهل سالگی برسد و برای رشد معنوی خود کاری بکند پس از این سن هم اگرچه قوای جسمانی تحلیل می رود ولی روح انسان به سوی تعالی می رود و قدرت رشد و پیشرفت را خواهد داشت ولی اگر به چهل سالگی بردس و برای رشد وعنوی و روحانی خود تلاشی نکرده باشد دیگر امیدی به او نیست و توانایی کسب فضایل و رشد در او وحود نخواهد داشت.

«در حدیث آمده است:

شیطان دستش را به صورت کسانی که به چهل سالگی برند و از گناه توبه نکنند می کشد و می گوید پدرم فدای چهره ای باد که هرگز رستگار نمی شود.»[3]

 



[1] . روانشناسی رشد2 ، ص213

[2] ـ روانشناسی نوجوانان

1. تفسیر نمونه، ج21ف ص328

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 9:22  توسط تجربه کار  |