مقدمه:

سخن گفتن نیز چون سایر توانمندیها توسط خداوند رحمان و رحیم در وجود هر انسانی به ودیعه نهاده شده است و می تواند همچون سایر قوای جسمانی رشد و توسعه داده شود و با ممارست بیشتر بعنوان مهارت مهم ارتباطی موجبات همفکری و آگاهی دیگران را فراهم سازد. در واقع کلید اصلی تنظیم روابط اجتماعی انسانها ارتباط کلامی می باشد.

هر چقدر این مهارت در افراد قویتر و مستحکم تر باشد آنها به راحتی می توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند، قابلیت در گروه بودن و همراه و هماهنگ بودن با دیگران را داشته باشند و درنتیجه توسعه دهنده ارتباطات خود با دیگران گردند آنگاه نحوه آموزش یادگیری را به راحتی می آموزند و موقعیت های اجتماعی متفاوت را به راحتی درک می کنند.


 

توضیح کلی در مورد مسأله:

یکی از تفاوتهای اصلی انسان با سایر موجودات سخن گفتن و پویایی در این مهارت است که در طول زمانهای متمادی همواره تکامل یافته است. سخن گفتن با اتکا به عقل و اندیشه موجب تبادل افکار و اندیشه های افراد در خانواده و جامعه می شود و در زمینۀ فردی نشانگر عقل و شخصیت انسان است و می تواند موجب ارتقاء سطح فکری و یا موجب انحطاط فرد شود.

مهارت کلامی می تواند مسیر یادگیری مهارت های اساسی زندگی را تسهیل کند چرا که تا وقتی سوادآموز در امر مهارت کلامی یعنی شناخت نحوۀ استفاده از زبان و به کارگیری آن جهت هم اندیشی و همفکری با دیگران و انتقال پیام درونی به مخاطب دچار مشکل باشد نمی تواند در امر خواندن و نوشتن آن طور که باید پیشرفت نماید.

بنابراین لازم است ما آموزشیاران وظیفه خود را فقط به امر خواندن و نوشتن محدود نکنیم و در امر دقیق گوش دادن ودرست صحبت کردن سوادآموزان نیز توجه کافی داشته باشیم.

بر این اساس در این پژوهش به ارائه راهکارهایی در این زمینه یعنی افزایش مهارت کلامی سوادآموزان که می تواند بعنوان عاملی موثر در ایجاد توانایی ها و پیشرفت تحصیلی آنها محسوب شود پرداخته ام.

چگونگی تشخیص مسئله:

پس از گذشت مدتی از حضور خود در کلاس متوجه شدم که تعدادی از سوادآموزانم در پرسش و پاسخ های کلاسی و امــلاء بسیار ضعیف هستند و متعــاقب آن در فعالیتهــا و بحث های گروهی نیز رغبت کمتری از خود نشان می دهند و نکته قابل تأمل تر اینکه آنها حتی در گپ های خودمانی نیز اکثر اوقات ساکت بودند در حالیکه این افراد اولین کسانی بودند که مدارک خود را جهت ثبت نام در کلاس به دهیار روستا داده بودند و حالا آن همه اشتیاق برای حضور در کلاس در مقابل این حضور کم رنگ آنها برای من قابل پرسش و تأمل بود.


 

انگیزه محقق از تحقیق:

پس از کشف این موضوع در کلاس بر اساس حس مسئولیت پذیری و رهایی از وضع موجود بر آن شدم تا علت حضور ضعیف آنها را در پرسش و پاسخ های کلاسی، املاء، بحث ها و فعالیت های گروهی و حتی گپ های خودمانی پیدا نمایم. چرا که این مشکل مانع بزرگی برای یادگیری بهتر و پیشرفت تحصیلی آنها در کلاس محسوب می شد و از طرفی بعلت عدم برقراری ارتباط کلامی بین من و آنها نشاط و نیروی لازم برای ادامۀ کار نیز از من گرفته می شد و جو موجود در کلاس نیز سایر سوادآموزان را خسته و بی روحیه می کرد.


 

اهداف اقدام پژوه از تحقیق:

بررسی های انجام گرفته نشانگر این مسئله است که اکثر مربیان زبان آموزی بزرگسالان صرفاً به آموزش مهارت های خواندن و نوشتن می پردازند و چنین وانمود می شود که بزرگسال مهارت گوش دادن و سخن گفتن را تجربه کرده است و این دو مهارت اساسی نادیده گرفته می شود که موجب کندی روند یاددهی و یادگیری در سوادآموزی می شود. حتی در مواردی به شکست می انجامد. این کم توجهی می تواند ترک تحصیل و غیبت های مکرر و عقب ماندگی تحصیلی را در پی داشته باشد.

این در حالی است که اکثر زبانشناسان بر این باورند که مهارت های زبانی از یکدیگر متاثرند در واقع مهارت گفتاری زبان بر تقویت مهــارت های نوشتـاری آن تاثیر مستقیمی می گذارند.

لذا در مرحلۀ اول باید ارتباط کلامی و عاطفی لازم بین آموزشیار و سوادآموز ایجاد شود تا سوادآموز با تکیه بر اعتماد به نفس لازم به بیان خواسته ها و نیازهای درونی خویش بپردازد و آموزشیار نیز با شناخت این نیازها به رفع آنها اقدام نماید تا از این طریق شور و نشاط لازم برای یادگیری در کلاس بین سوادآموزان فراهم شود و سوادآموزان بتوانند به سطح علمی بالاتر ارتقاء یابند.


 

توصیف وضع موجود:

بررسیهای انجام گرفته نشانگر این مسئله می باشد که مهارت ارتباط کلامی در واقع کلید اصلی تنظیم روابط اجتماعی می باشد و بهره گیری از این مهارت به صورت قابل توجهی فرد یا افراد را از سایرین متمایز می سازد و به عنوان عاملی موثر در ایجاد توانایی افراد جامعه برای افزایش آگاهی ها و مهارت های موردنیاز خود و جامعه تلقی می شود.

هرچه این ارتباط کلامی و عاطفی بین افراد بیشتر باشد خزانه لغات افراد بالاتر می رود و در برقراری ارتباط کمتر دچار مشکل می شوند.

تحقیقات نشان داده که افرادیکه کم حرفند در دیکته نیز دچار مشکل می باشند بدلیل نداشتن اعتماد به نفس لازم در بیان خواسته های درونی خود هرگز نمی توانند مانند افرادیکه از این لحاظ قوی می باشند از منابع و امکانات موجود در جامعه بهره مند گردند. لذا همیشه خود را بدست تقدیر می سپارند و در دفاع از حق خود سکوت اختیار می کنند. به همین سبب هرگز توانایی ها و استعدادهای این افراد شناسایی نمی شود و آموزشیاران به گمان اینکه این افراد توانایی یادگیری را ندارند آنها را رها کرده و به حال خود می گذارند. درحالیکه حقیقت مطلب چیز دیگری می باشد. متاسفانه این افراد قربانیان رشد در محیط های خانوادگی سرد و خشک می باشند. خانواده هاییکه ثبات عاطفی در آنها وجود ندارد و به اعتقاد «گارونر» که برای افراد هفت هوش را قائل می شود در این افراد هوش زبانی و کلامی و متعاقب آن هوش ارتباطات میان فردی و درون فردی رشد و توسعه لازم را نیافته است و بعلت زندگی در روستا و جدا بودن از زنجیره قوی ارتباطات کلامی و اجتماعی حاکم بر زندگی شهری این مشکل نمود بیشتری پیدا می کند.

و من به وضوح اثرات منفی این رشد نامناسب را در تعدادی از سوادآموزانم در برقراری ارتباط با خود و حضور ضعیف آنها در پاسخ و پرسشهای کلاسی و فعالیتها و بحث های گروهی و بخصوص در درس املاء می دیدم.

لذا بعنوان آموزشیار کلاس خود در جهت پیشرفت تحصیلی و رفتاری سوادآموزانم مطمئن بودم که اگر این پژوهش را انجام دهم وضعیت  خیلی بهتر از حال حاضر خواهد شد در غیر این صورت این سوادآموزان نه در این مقطع بلکه در سایر موقعیتهای اجتماعی در احقاق حق خود ناتوان و در نتیجه در تربیت فرزندان خود نیز ناموفق خواهند بود.


 

اهمیت و ضرورت تحقیق:

من بعنوان یک آموزشیار که مسئولیت هدایت تعدادی از سوادآموزان را جهت یادگیری مهارت های اساسی زندگی بعهده داشتم برای موفقیت در وظیفه محول شده نیازمند به یک بستر ارتباطی و عاطفی لازم جهت شناخت نیازها و روحیات سوادآموزانم بودم.

زیرا در بررسیهای انجام گرفته بروی آموزش بزرگسالان بارها بر این نکته تاکیده شده بود که برای موفقیت در امر آموزش باید ابتدا یک خط ارتباطی کلامی و عاطفی بین آموزشیار و سوادآموز بوجود آیدتا با حرکت بروی این خط ارتباطی بتوانیم به آموزش سایر مهارتها بپردازیم و من در همین ابتدای امر با مشکل بزرگی مواجه شده بودم که اهمیت آن با وجود تاثیری که بروی پیشرفت تحصیلی سوادآموزانم و فضای کلاس می گذاشت دو چنــدان می شد به ناچار برای رهایی از وضع موجود به پژوهشی در این زمینه پرداختم تا در نهایت کار به نتیجه مطلوب و دلخواه خود که آرزوی هر آموزشیار یعنی ارتقاء سطح علمی سوادآموزان می باشد برسم.


 

شواهد (1)

ابعاد شخصیتی: اجتماعی (در نوبت اول)   

ردیف

نام و نام خانوادگی

به وظایـفی که در گـروه به او محـول می شود عمل کند

با آموزشیار و سوادآموزان همکاری می کند

1

ز  ـ  ا

در کارهای گروهی شرکت نمی کند

در حد بسیار پایین

2

س  ـ  ا

درست به وظایف عمل نمی کند

در حد بسیار پایین

3

ج  ـ  ج

در کارهای گروهی شرکت نمی کند

در حد بسیار پایین

4

آ  ـ  م

در کارهای گروهی بسیار ضعیف ظاهر می شود

در حد بسیار پایین

5

ط  ـ  م

در کارهای گروهی شرکت کم رنگ دارد

در حد بسیار پایین

 

ابعاد شخصیتی: عاطفی (در نوبت اول)

ردیف

نام و نام خانوادگی

به وظایفی که در گروه به او محول می شود عمل کند

با آموزشیـار و سـوادآموزان همکاری می کند

1

ز  ـ  ا

شرکت نمی کند

دفاع نمی کند

2

س  ـ  ا

بسیار ضعیف ظاهر می شود

دفاع نمی کند

3

ج  ـ  ج

حضور غیر فعال دارد

دفاع نمی کند

4

آ  ـ  م

شرکت نمی کند

دفاع نمی کند

5

ط  ـ  م

بسیار ضعیف ظاهر می شود

در اینگونه بحث ها شرکت نمی کند

 

املاء

ردیف

نام و نام خانوادگی

نمرات املاء در نوبت اول

1

ز  ـ  ا

10

2

س  ـ  ا

-8-

3

ج  ـ  ج

11

4

آ  ـ  م

-7-

5

ط  ـ  م

-9-

 

جمع آوری اطلاعات:

برای رفع وضع موجود در کلاس و ایجاد رابطه کلامی موثر بین خود و سوادآموزانی که به نوعی در این زمینه دچار مشکل بودند به جمع آوری اطلاعات پرداختم. ابتدا سعی کردم با تعدادی از مربیان علوم تربیتی که آشنایی بیشتری با علل بوجود آورنده این نوع ناتوانی های رفتاری داشتند به صحبت بپردازم و از نظریات و تجربیات آنها در این زمینه استفاده نمایم.

در کنار این تجربیات عملی به مطالعه یکسری مقاله ها و مجله های تربیتی و رشد نیز پرداختم. اکثر کارشناسان و اهل فن بر این نکته اتفاق نظر داشتند که این نوع ناتوانی ها اکثراً به ریشه های تربیتی دوران کودکی و به اصطلاح عدم ایجاد اعتماد به نفس لازم در فرد جهت برقراری ارتــباط کلامی که نقش بسیــار موثر در ایجاد تفــاهم و ارتباط با افراد دارد برمی گردد.

و از طرف دیگر متاسفانه در دوران کودکی با این افراد کمتر صحبت شده به نظریات و پیشنهادهای آنها کمتر بها داده شده و به طور کلی این افراد در یک محیط یکسان و یک سو و بعضاً خشک حاکم بر خانواده تربیت یافته اند.

همۀ کاشناسان بر این عقیده بودند که برای رفع وضع موجود نیاز به زمان طولانی می باشد چرا که چنین افرادی بدلیل باور نداشتن خود و نشناختن استعدادها و توانایی ها و تأیید نشدن توسط افرادیکه با آنها سر و کار دارند کم کم از اجتماع فاصله گرفته و در لاک تنهایی فرو می روند که شکستن این لاک نیاز به مهارت و زمان طولانی دارد.

این افراد چون اکثر مواقع سکوت اختیار کرده اند و نتوانسته اند ارتباط لازم را برقرار نمایند خزانه لغات کمی داشته و تنها به جمله های کوتاهی نظیر بله، خیر، ممنون نمی خواهم و غیره ... بسنده کرده اند در حالکه این خزانه اندک برای برقراری ارتباط کلامی و عاطفی موثر و پایدار در بیان خواسته ها ونیازهای درونی کفایت نمی کند.

 

تجزیه و تحلیل اطلاعات:

پس از بررسی و تحلیل اطلاعات بدست آمده از تجربیات عملی مربیان تربیتی و مطالعه بروی مقاله ها و نشریات رشدو تربیتی آموزشی و پرورش در زمینه علل بوجود آورنده ناتوانی افراد رد ایجاد مهارت کلامی و متعاقب آن ایجاد روابط عاطفی و اجتماعی مناسب با افرادبه این نتیجه رسیدم که اولاً باید اعتماد به نفس لازم را در این افراد برای برقراری ارتباط دو طرفه ایجاد و ثانیاً با افزایش خزانه لغات این افراد توسط مطالعه آن را تقویت نماییم لذا مجموع راه حلهای زیر که با توجه به زمان کوتاه می توانست موثر و مفید واقع شود را شناسایی کردم.

ارائه راه حلها:

1ـ جلب اعتماد افراد موردنظر به خود بعنوان یک دوست نه آموزشیار

2ـ احترام و ارزش قائل شدن برای این افراد بعنوان انسانهای مفید برای خانواده و جامعۀ خود

3ـ توجه بیشتر به این افراد در پرسش و پاسخ های کلاسی

4ـ سرگروه قرار دادن این افراد در فعالیتهای گروهی

5ـ تشویق و تأثیر این افراد در میان سایر سوادآموزان

6ـ انتخاب موضوع بحث های گروهی توسط این افراد

7ـ خواندن کتابهای درسی و طرح خواندن با خانواده توسط این افراد (تشویق این افراد به مطالعه)

 

اعتباربخشی به راه حلها:

به نظر صاحبنظران و افراد متخصص از مجموع راه حلهای ارائه شده هیچکدام بی تنهایی نمی تواند در ایجاد برقراری ارتباط کلامی موثر و مفید واقع شود بلکه مجموعه این راه حلها به تناسب قرار گرفتن سواداموز در موقعیت موردنظر می تواند در رفع مشکل بوجود آمده موثر باشد. لذا من به سفارش اهل فن با صبر و درایت به اجرای این راه حلها با توجه به موقعیت زمانی مناسب پرداختم.

 

اجرای راه حل ها:

1ـ جلب اعتماد افراد موردنظر به خود بعنوان یک دوست نه آموزشیار

همانطور که می دانید کلید اصلی تنظیم روابط اجتماعی ارتباط کلامی می باشد و یکی از ابزارهای لازم برای ایجاد ارتباط کلامی موثر و پایدار ایجاد اعتماد بین دو طرف گوینده و مخاطب می باشد و تا زمانیکه این اعتماد بدست نیاید مطمئن باشید که این ارتباط هم پایدار نخواهد ماند. لذا من بعنوان یک آموزشیار ابتدا سعی کردم اعتماد سوادآموزانم را جهت برقراری یک ارتباط پایدار به خود بعنوان یک دوست که برای رفع نیازهای آنها آمده است جلب نمایم. سعی کردم با آنها ارتباط خانوادگی برقرار نمایم آنها را به اردوهای زیارتی ببرم در رفع مشکلات کاری خارج از روستا به آنها کمک نمایم و از همه مهمتر در مجالس و محافل خانوادگی با گویش خود آنها با آنها صحبت نمایم تا از طریق این ارتباطات و محافل بتوانم با روحیات و بینش فکری سوادآموزانم بیشتر اشنا شده و آنها نیز به این باور برسند که من جهت امر و نهی کردن به آنها نیامده ام بلکه بعنوان یک دوست که با دردها و نیازهای آنها آشناست و از جنس خود آنهاست و برای خدمت به آنها جهت بهره مندی از امکانات و منابع موجود در جامعه به روستای آن ها آمده ام.

 

2ـ احترام و ارزش قائل شدن برای این افراد بعنوان انسانهای مفید برای خانواده و جامعۀ خود

به نظر اساتید و کارشناسان تربیتی یکی از راههای ایجاد اعتماد به نفس در افراد نوع برخوردی است که در خانواده و جامعه با افراد می شود که این برخورد در تشکیل شخصیت افراد نیز موثر می باشد اگر ما بتوانیم این فرهنگ را که احترام به افراد باید از بعد معنوی و تحصیل کمالات صورت گیرد و نه از بعد مادی و اینکه فرد دارای ثروت و موقعیت اجتماعی خاص در جامعه می باشد خیلی از مشکلات و ناتوانی های اجتماعی را نخواهیم داشت.

لذا با تکیه بر این اصل من رفتار خود را با این افراد به گونه ای سوق دادم که اگرچه آنهااز نظر سواد ضعف دارند ولی این ضعف نمی تواند از ارزش ها و کمالات آنها بکاهد و آنها همیشه بعنوان یک انسان مورد احترام و ارزش در خانواده و جامعه می باشند.

 

3ـ توجه بیشتر به این افراد در پرسش و پاسخ های کلاسی

برای اینکه این سوادآموزان از کم رویی و ناتوانی در مهارت کلامی فاصله بگیرند سعی کردم در پرسش و پاسخ های کلاسی از آنها بیشتر استفاده نمایم تا از این طریق قفل زبان آنها باز شده و آنها در امر بیان موفق تر باشند.

4ـ سرگروه دان این افراد در فعالیتهای گروهی

این افراد همیشه سعی می کردند از فعالیتهای گروهی دور باشند لذا با مسئولیت دادن و سرگروه قرار دادن آنها در فعالیتهای گروهی سعی کردم راههای گریز آنها را از این فعالیتها ببندم و از سوادآموزان دیگر نیز خواستم که درحین فعالیت از آنها بخواهند که راهنمایی شان نماید و در پایان فعالیتهای گروهی از سرگروهها می خواستم که علت شکست یا موفقیت خود را به طور شفاهی بیان دارند تا از این طریق هم نیز قدرت بیان و اعتماد به نفس آنها تقویت شود.

 

5ـ تشویق و تایید این افراد در میان سایر سوادآموزان

در طی آموزش سعی کردم به بهانه های مختلف از جمله حضور منظم، آراسته بودن ارائه نظرات اگرچه حتی درست نبودند ولی چون قدرت بیان آن را پیدا کرده بودند و نظیر این موارد آنها را مورد تایید و تشویق قرار دهم  زیرا بر اساس تجربه های عملی بسیاری از مربیان علوم تربیتی یکی از راههای افزایش اعتماد به نفس و متعاقب آن افزایش قدرت بیان و ارائه نظرات تایید و تشویق شدن از سوی مخاطبان می باشد.

 

 

6ـ انتخاب موضوع بحث های گروهی توسط این افراد

در طول آموزش سعی کردم انتخاب موضوعات بحث های گروهی را بعهده آنها بگذارم تا از این طریق فرصت لازم به این افراد جهت ارائه نظرات و پیشنهادات خود داده شود این امر باعث می شد که هم من با روحیات و تفکرات این افراد بیشتر آشنا می شدم و هم آنها جرأت و شهامت لازم را برای بیان خواسته های خود در سایر مکانها و موقعیت ها را بدست آورند.

 

7ـ تشویق این افراد به مطالعه

به نظر اساتید و مربیان علوم تربیتی بهترین و موثرترین راه جهت افزایش خزانه لغات این افراد تشویق آنها به مطالعه می باشد و لذا با توجه به این موضوع سعی کردم در ساعات درس فارسی  از این سوادآموزان برای خواندن متن درس استفاده نمایم حتی این عمل را چند بار تکرار نمایم تا کلمات جدید ملکه ذهن سوادآموزان گردد. یا در ساعات درس انشاء به جای نوشتن از آنها بخواهم که در مورد موضوع انشاء برایم صحبت نمایند. از طرف دیگر به خواندن کتابهای طرح خواندن با خانواده تاکید و توجه بیشتر نمودم از سوادآموزان می خواستم که حتماً این کتابها را بخوانند و در مورد محتوی کتابها در کلاس برایم صحبت نمایند و از کتابهــای مکمل دیگـر نیز مثل مجلات ویــژه رده های سنی ابتدایی نیز استفاده می نمودم.

ارزیابی و نتیجه گیری:

با اجرای مجموع راه حلهای ارائه شده در موقعیت مکانی و زمانی مناسب خود در کلاس و با استعانت از خداوند متعال توانستم تا حدودی ارتباط لازم را بین خود و سوادآموزانم برقرار نمایم و فضای کلاس را از آن حالت سرد و یکنواخت بیرون بیاورم. اگرچه سوادآموزانم هنوز در مهارت کلامی آنقدر توانا نشده بودند ولی به این باور و اعتماد رسیده بودند که در دنیای امروزی دیگر جایی برای سکوت وجود ندارد. برای بیان نیازها و خواسته هایشان باید با دیگران ارتباط داشته باشند و برای برقراری این ارتباط باید درست صحبت کردن را فرا بگیرند در غیر این صورت در بهره مندی از خدمات موجود در جامعه از دیگران عقب خواهند افتاد و در تربیت فرزندان خود نیز ناموفق خواهند بود.

آنها به این حقیقت پی برده بودند که برای آگاهی از تغییر و تحولاتی که در محیط های پیرامون آنها اتفاق می افتد باید اطلاعات لازم را از طریق رسانه های گفتاری و نوشتاری کسب نمایند و جهت تجزیه و تحلیل درست این اطلاعات باید خزانه لغات آنها پر باشد تا بتوانند منفعت یا ضرر این تغییر و تحولات را درک نمایند.

آنها به ارزش و اهمیت زبان بعنوان وسیله ای جهت هم اندیشی و همفکری با دیگران و انتقال پیام درونی به مخاطب پی برده بودند و ایجاد این تحول در بینش فکری سوادآموزانم در استفاده از زبان برایم بسیار رضایتخبش و شیرین بود چرا که آنها به ارزش مطالعه در ارتقاء سطح فکری خود پی برده بودند.

دیگر آنها از فعالتیها و بحث های گروهی هراسی نداشتند چرا که به این واقعیت رسیده بودند که تعاون و همکاری و مشورت با یکدیگر در انجام کارها می توانند نتیجه کار را خیلی مطلوب تر از انجام آن به صورت انفرادی نماید و رسیدن به این واقعیت پیوند عاطفی بین من و سوادآموزان را با یکدیگر خیلی محکم تر از قبل کرده بود تا جایی که آنها نه تنها دیگر از بیان مشکلات خویش در زندگی احساس شرمنده گی نمی کردند بلکه برای حل مشکلات یکدیگر نیز قدم پیش می گذاشتند.

تقویت مهارت کلامی تاثیر خود را بروی بهبود وضعیت املاء سوادآموزان نیز نمایان ساخته بود آنها دیگر برخلاف گذشته اگر در املاء عقب می افتادند از بیان تکرار مجدد کلمه عقب افتاده خجالت نمی کشیدند به کلمات خوب گوش می دادند و سعی می کردند در کنار درست صحبت کردن، نوشتن صحیح کلمات را نیز فرا گیرند.


 

شواهد (2)

ابعاد شخصیتی: اجتماعی (در نوبت سوم)   

ردیف

نام و نام خانوادگی

به وظایـفی که در گـروه به او محـول می شود عمل کند

با آموزشیار و سوادآموزان همکاری می کند

1

ز  ـ  ا

در کارهای گروهی شرکت می کند

بهتر از گذشته می باشد

2

س  ـ  ا

درست به وظایف عمل می کند

در حد نسبتاً خوب

3

ج  ـ  ج

در کارهای گروهی شرکت می کند

در حد خوب

4

آ  ـ  م

در کارهای گروهی بسیار بهتر ظاهر می شود

در حد نسبتاً خوب

5

ط  ـ  م

در کارهای گروهی شرکت پررنگتری دارد

بهتر از گذشته می باشد

 

ابعاد شخصیتی: عاطفی (در نوبت سوم)

ردیف

نام و نام خانوادگی

به وظایفی که در گروه به او محول می شود عمل کند

با آموزشیـار و سـوادآموزان همکاری می کند

1

ز  ـ  ا

شرکت می کند

در حد توان خود سعی می کند دفاع کند

2

س  ـ  ا

بسیار بهتر از گذشته ظاهر می شود

خیلی بهتر از گذشته در اینگونه بحث ها ظاهر می شود

3

ج  ـ  ج

حضور نسبتاً فعال دارد

در حد اطلاعات اندک خود دفاع کردن را تجربه می کند

4

آ  ـ  م

شرکت می کند

سعی می کند دفاع کند

5

ط  ـ  م

بسیار بهتر از گذشته ظاهر می شود

در اینگونه بحث ها شرکت می کند

 

املاء

ردیف

نام و نام خانوادگی

نمرات املاء در نوبت سوم

1

ز  ـ  ا

13

2

س  ـ  ا

10

3

ج  ـ  ج

14

4

آ  ـ  م

11

5

ط  ـ  م

12

پیشنهادات:

با توجه به اهمیت آموزش بزرگسالان که علاوه بر بار علمی نیاز به دانستن نکاتی از دانش روانشناسی دارد پیشنهاد من به سایر همکاران محترم این است که ابتدا قبل از آموزش مهارت های خواندن و نوشتن به امر اجاد ارتباط کلامی، عاطفی مناسب بین خود و سوادآموزان توجه داشته باشند.

سعی کنند از طریق راه حلهای ارائه شده در این پژوهش اعتماد آنها را نسبت به خود بعنوان یک دلسوز و خدمتگزار جلب نمایند. این احساس نیاز را در آنها بوجود بیاورند که شما تنها جهت برآوردن نیازهای مادی خود به سراغ آنها نرفته اید بلکه هدف شما هدایت و سوق دادن آنها به سوی زندگی بهتر و تربیت فرزندان نیکوتر می باشد.


 

منابع و مآخذ:

1ـ فضلی خانی، منوچهر، مظفری، عباسعلی، روابط اجتماعی، تهران. مؤسسه فرهنگی منادی تربیت، 1379

2ـ ساروخانی، باقر، جامعه شناسی ارتباطات، تهران. انتشارات اطلاعات، چاپ سوم، 1371

3ـ ماهنامه پرورشی وزارت آموزش و پرورش. سال هجدهم. شماره6. اسفند1381