مقاله (خود کشی از دیدگاه جامعه شناسی)
امیل دور كیم یكی از جامعهشناسانی است كه در سال 1897 كتابی تحت عنوان خودكشی نوشت و از آن وقت مباحث خودكشی در جامعهشناسی با دیدگاه وی شهرت یافت. وی خودكشی را اینگونه تعریف میكند: «خودكشی به هر حالتی از مرگ اطلاق میشود كه نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم عملی باشد كه شخصِ قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش آگاه بوده و میدانسته است كه میبایست به همین نتیجه برسد»[1]. اصطلاحات مستقیم یا غیرمستقیم در برخی جاها با عنوان كردار مثبت و منفی نیز ذكر شدهاند. مستقیم مانند آنكه فرد یك گلوله را در شقیقه خود خالی كند و غیرمستقیم حالتی است كه مثلاً ترك نكردن خانهای شعلهور در آتش یا امتناع از غذا خوردن به مرگ منجر شود.
انواع خودکشی از دیدگاه دورکیم
دوركیم پس از مطالعه جوامع متعدد و انگیزههای خودكشی، به این نتیجه رسید كه خودكشی اساساً بر حسب دو متغیر مستقل، یكپارچگی، دگرخواهی(Altruism) و هنجار(Norm) روی میدهد. اگر یكپارچگی و هنجار بیش یا كمتر از حد معمول باشند باعث خودكشی میشوند. وی معتقد بود خودخواهی و هنجارگسیختگی علل اصلی خودكشی در دنیای مدرن است. هنجارگسیختگی به معنای ضعیف بودن قانون یا نبودن هنجار است. وی در بررسی انواع خودكشی، انواع زیر را تشخیص میدهد:
1. خودكشی خودپرستانه(Egoistic Suicide)؛ خودكشی خودپرستانه وقتی رخ میدهد كه فرد رابطه ضعیفی بین خود و جامعه احساس كند و فشارهای اجتماعی نتواند او را علیه رفتار خودكشی تحت تأثیر قرار دهند؛
2. خودكشی دگردوستانه(Altruistic Suicide)؛ خودكشی دگردوستانه به دلیل وظیفه اخلاق عمیقی كه فرد در خود احساس میكند تا خود را فدای دیگران كند و به دلیل احساس همبستگی و انسجام قوی افراد در جامعه رخ میدهد، فرد خود را فدای هدف جمع میكند؛
3. خودكشی ناشی از نابسامانی اجتماعی(Anomic Suicide).
برخی دسته چهارمی هم به عنوان خودكشی جبری به تقسیمات دوركیم اضافه میكنند.
خودكشی ناشی از نابسامانی اجتماعی
این نوع خودكشی بیش از همه مورد توجه دوركیم قرار دارد؛ زیرا نمود بارزترین خصیصه جامعه جدید است. این نوع خودكشی همان است كه از همبستگی میان فراوانی خودكشیها و مراحل ادواری اقتصادی میتوان بدان پیبرد. افزایش فراوانی خودكشیها در مراحل آشوب اجتماعی و كاهش آنها در مواقع رویدادهای بزرگ، فكر خودكشی ناشی از نابسامانی اجتماعی را در ذهن دوركیم ایجاد كرد. خودكشی ناشی از نابسامانی اجتماعی فقط آن نوع خودكشی نیست كه به هنگام بحرانهای اقتصادی افزایش مییابد؛ بلكه آن نوع خودكشی كه تعداد آن به موازات افزایش تعداد طلاقها بالا میرود نیز از خودكشیهای ناشی از نابسامانی اجتماعی است.
دوركیم تأثیر طلاق را بر تعداد خودكشی مردان و زنان به تفصیل بررسی میكند. به عنوان مثال معتقد است مرد در زناشویی تعادل و انضباط میبیند. بنابراین پس از طلاق به دام بیانضباطی و ناهماهنگی امیال میافتد و به نسبت تعداد خودكشی مردان طلاق گرفته بیشتر است. دوركیم معتقد است در جوامع جدید، هستی اجتماعی افراد تحت نظام عادات قرار ندارند. افراد در خطر روز افزون تحرك اجتماعی قرار گرفته و فاصله زیاد بین عادات و نظام اجتماعی قبلی و جدید پدید میآید؛ افراد دائماً با هم در حال رقابت هستند؛ انتظار آنان از هستی بسیار زیاد است.
اهداف و آرزوها ذاتاً قابل افزایش و بسط یافتن بوده و دستیابی به آنها تنها باعث برانگیخته شدن میل و خواهش برای آرزوهای بعدی میشود. در نتیجه انسانها دائماً طعمه رنج ناشی از بیتناسبی موجود میان تمایلات و خشنودیهای خود هستند. تنها چیزی كه میتواند خواهشهای ذاتاً سیریناپذیر را كنترل كند هنجار اجتماعی است. از این رو زمانی كه هنجار اجتماعی تضعیف میشود، خواهشها از امكانات برآورده شدن آرزوها پیشی میگیرند و فرد، مستعد خودكشی ناشی از نابسامانی اجتماعی میشود.
نقدهای بسیاری به تحلیل خودكشیهای مطرح شده توسط دوركیم، وارد شده است. برای مثال دكتر آ. دلما(A. Delmas) معتقد است، آمارهای مورد استفاده دوركیم تعداد محدودی از افراد را در برمیگیرد. بنابراین تغییرات میزان خودكشی به علت اشتباه در آمارها، در اكثر موارد معنادار نیستند. و یا اشكال دیگری كه به تحلیل دوركیم وارد میكنند آن است كه تعداد خودكشیهای ناموفق در آمارهای وی منعكس نیست.
با وجود نقدهایی كه بر مطالعه دوركیم در خودكشی شده است، بسیاری از مطالعات بعدی بر یافتههای وی صحه گذاشت. نظریات وی همچنان در جامعهشناسی به خصوص جامعهشناسی انحرافات در تبیین خودكشی مطرح است.
خودکشی به معنای نابودی و از بین بردن خود یا به اصطلاح «قتل نفس» سالیان درازی است که از روابط عشير ه اي و سنتی و تا رابطه پیچیده صنعتی – شهری امروزی گریبان بشر را گرفته و در فراز و نشیب تحولات اجتماعی ، قلب و «روح جمعی» خانواده و جوامع را آورده است.
با رشد فکری و خردمندانه نو شدن رفتارها و توسعه بینش های علمی ، بشر به این پدیده ناخوشایند اجتماعی به دیده انتقادی ، بد بینانه و مو شکافانه نگریسته و در وضع قوانینی جهت زدودن آن از صحنه اجتماع ، از هیچ کوششی فرو گذار نکرده است. در جامعه ایران نیز از دیرباز پدیده خودکشی ، عاطفه و محبت جمعی را دچار خدشه کرده و داغ های زیادی بر قلب هایشان نشانده است. در فرا راه رشد و توسعه اقتصادی – اجتماعی ، هر چه بر پیچیدگی روابط و مناسبات اجتماعی افزوده شد و نیازهای جدیدی خلق می شوند و هر چه فاصله طبقات اجتماعی از هم بیشتر شده و فاصله بین وسایل و اهداف ارزشمند و به هنجار جامعه فزونی می یابد ، میزان سرخوردگی و در نهایت خودکشی ها نیز افزایش می یابد. نا بسامانی اجتماعی ، سازمانی و نابرابری اجتماعی از عمده دلایلی است که در میان علت های خودکش مطرح می شوند. جامعه ایران نیز که در همین شرایط خاصی به سر می برد. اخیرا شاهد گسترش پدیده خودکشی در شهر و روستاهای خود بوده که مواردی از آنها در ماه های گذشته به ویژه در روزنامه ها منعکس شده است و این ما را به تامل در این پدیده دردناک واداشت. برگردانی که پیش روی خوانندگان قرار دارد در واقع طرح مساله خودکشی به شمار می رود. امیدواریم بتوانیم در شماره های آتی تحلیلی از خودکشی در ایران با تکیه بر آمار و ارقام ارائه دهیم که این امر ممکن نخواهد بود جز به طریق همیاری و مساعدت و همدلی مراجع و سازمان های دارنده آمار ، چیزی که نبود آن تا کنون به عنوان ، یکی از مشکلات عمده انجام تحقیقات اجتماعی شناخته شده و معضلات اجتماعی را همچنان ، جان سخت حفظ کرده و بر شدت آن افزوده است.
امیل دورکيم ، جامعه شناس فرانسوی به گونه های مختلف همبستگی اجتماعی ، بی سازمانی اجتماعی و سستی بستگی های اجتماعی علاقه مند بود. او نرخ های خود کشی را به عنوان شاخص همبستگی (با ادغام) اجتماعی به کار می برد.نرخ خودکش های از این قرار بود: پروتستات ها بیش از کاتولیک ها ، افراد مجرد بیش از متاهلان ، سربازان بیش از غیر نظامی ها ، افسران نظامی بیش از سربازان وظیفه ، در زمان صلح بیشتر از زمان جنگ و انقلاب ، و دراوقات – خواه ترقی – خواه رکود اقتصادیبیشتر از اوقات تعادل و ثبات اقتصادی ، ساکنان شهرهای بزرگ بیشتر از ساکنان اجتماعات کوچک ، و افرادی که تنها زندگی می کنند بیشتر از آنانی که با خانواده ها زندگی می کنند.
دور کيم استدلال می کرد ، از آنجائیکه گروه های مختلف از نرخ های خودکشی متفاوتی برخوردارند ، پس باید چیزی در سازمان اجتماعی آنان باشد که مانع یا بازدارنده انسان از خودکشی می شود یا شاید چیزی که حتی آنها را خود کشی بر می انگیزاند. او تائید کرد که افراد ، دلایل بسیار و متعددی را برای خودکشی خود (پیش از ارتکاب آن) مطرح کرده اند از جمله به دلایلی چون تنگدستی مالی ، دلشکستگی در عشق ، شکست از امتحان ، نداشتن سلامتی و غیره. ولی چنین دلایلی ، این مساله را که چرا برخی گروه ها از نرخ های خودکشی بیشتری نسبت به گروه های دیگر برخوردارند ، توضیح نمی دهد.
دور کيم خاطرنشان ساخت ، مقام یا موقعیت فردی در زندگی گروهی ادغام شده. این مساله را که ایا او می تواند به انجام خودکشی بر انگیخته شود یا نه ، تعیین می کند. به هر حال ، دور کيم تشخیص داد که هیچ مجموعه خاصی از شرایط محیطی ، خودکشی را تعیین نمی کند. فرد می تواند در نتیجه واقع شدن در دو حد منتهی الیه به خودکشی ترغیب و بر انگیخته شود. او فوق العاده همساز و همبسته شده باشد. با او فقط به ظاهر یا جامعه همبسته و یکپارچه باشد.
خودکشی دیگر خواهانه:
وقتی که فردی با حس همبستگی و انسجام قوی نسبت به یک گروه فوق العاده یکپارچه و متحد ، مفید باشد ، ارزش ها و هنجارهای گروه را برای خودش قلمداد کرده و می پذیرد. او میان منافع خود و گروه تمایزی قائل نمی شود . در عین حال احتمالا در فکر خود ، به عنوان یک فرد یکه و منحصر به فرد ، با یک زندگی جدا و دور از زندگی گروهی ، شناخته و تصویر نمی شود. پس تحت این شرایط محیطی ، چه چیزی او را به ارتکاب خودکشی بر می انگیزاند؟
چنین فردی در آرزوی فدا کردن و قربانی نمودن زندگی اش به خاطر اهداف گروه خواهد بود. «خلبان از جان گذشته ژاپنی «یاکامیکاز (Yakamikaze) در جنگ جهانی دوم ، نمونه ای از خود کشی نظامی است. خلبانان ژاپنی با هواپیماهای خود بر روی کشتی های دشمن شیرجه می رفتند تا آنها را از کاربیندازند. علی رقم این واقعیت که آنها قصد داشتند بمیرند «در جوامعی که وسیعا» یکپارچه و همبسته اند و یک حس قوی از همبستگی در آنها به چشم می خورد. تباهی خود (یا خود ویرانسازی) می تواند به عنوان تائید خود و نوعی کمال ، تلقی شود. بدین معنا که مرگ نیز به اندازه زندگی با معنی و ارزشمند جلوه کند (1). از خود گذشتگی آئینی (در پایبندی ها و تشریعات مذهبی) نیز به طور تنگاتنگی مربوط به همین نوع خودکشی می شود. در هندوستان یک عمل به نام «سوته» (Sutto) وجود داشت که گاهی اوقات عملی می شد ولی اکنون دیگر غیر قانونی گردیده. به این صورت بود که زن بیوه هندی ، خودش را روی جنازه شوهرش انداخته و به آتش سپرده می شد.(2).
اگر فرد در ارتکاب و تعهد به معیارهای گروهی وا بماند ، مرگ می تواند برتر از زندگی بنماید. همانند سازی با گروه ، می تواند چنان وسعتی به خود بگیرد که محکومیت گروهی به مثابه محکومیت خود قلمداد شود. چنین واماندگی امری تام و تمام و مطلق است. فرد همه شجاعت ها و زندگیش را در طبق اخلاص می گذارد. او بر اساس تصویب و رای گروه خاصی ، تمام عزت نفس و احترام به خود را به مخاطره می اندازد ، زمانی که این عزت نفس به او باز پس داده شود ،برایش دیگر احترام به خود و عزت نفس بی معنا جلوه می کند.
دور کیم ، آن نوع خودکشی را که از درجه مفرط اتحاد و یکپارچگی گروهی ناشی می شود. «دیگرخواهانه» می نامد. این نوع خودکشی ، به خاطر گروه یا انطباق و همسازی با هنجارهای طرز رفتار گروهی انجام می شود. خودکشی دیگر خواهانه (یا نوع دوستانه) می تواند بیانگر تعلق و وابستگی فوق العاده به یک گروه و انزوا و جدایی اجتماعی از گروه های دیگر باشد. دور کیم نظریه خود کشی دیگر خواهانه اش را جهت تبیین اینکه چرا نرخ خودکشی برای سربازان بالاتر از اشخاص غیر نظامی و برای افسران نظامی بیشتر از سربازان وظیفه و برای داوطلبان و کسانی که داوطلبانه به نهاد نظامی آمده اند بیشتر از سربازان مشمول می باشد ، به کار برد. او اظهار داشت که خودکشی در مورد سربازی که خودش را کاملا با ارزش ها و هنجارهای زندگی نظامی همانند سازد ، افزایش می یابد. افسر نظامی نیز بهتر از سرباز وظیفه در سازمان و تشکیلات نظامی ادغام وحدت می شود (3) ، داوطلب جنگی یا بسیجی نیز بیشتر از یک سرباز وظیفه ، با زندگی نظامی درگیر و عجین می شود ، از گروه های دیگر جامعه بیشتر است و لذا خودش را بیشتر وقف ارزش های نظامی گروه خود کرده و عزت نفس خود را جهت توفیق در ارتش بیشتر به خطر می اندازد (4).
خودکشی خود خواهانه
وقتی شخصی فقط به اندازه کمی با سامان و نظم اجتماعی پیوسته است ، برای او چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ از چند حالتی خارج نخواهد بود: 1- او فاقد ممنوعیت ها و خویشتن داریهایی می شود که مشارکت همه جانبه در زندگی گروهی به او تحمیل می کند. اگر او دارای استعداد و زمینه ارتکاب خودکشی است ، باز داشته نشده ، چون که عمیقا «تعهد به دیگران را کنار گذاشته است. در عین حال او پیامدهای خودکشی اش را بر گروه در نظر نمی گیرد. فرد لایق و بی تعهد به دیگران ، از هر حساب و توقعی که دیگران می توانند روی بقایش بکنند ، آزاد و رها است.
2- فرد فاقد پیوستگی های عاطفی به افراد دیگری می شود که زندگی را ارزشمند و کمتر خود خواهانه میبیند.
3- فرد فاقد حمایت های عاطفی می شود که غوطه خوردن در ژرفای حیات گروهی می تواند فراهم کند. او به خمیر مایه ها و نیروی ابتکار عمل خود باز گشته است. او از توفیق گروه ، هیچ رضایتی بدست نمی آورد و پیروزی یا شکست گروه برایش به یک معنا است. خطاکاری ، منحصرا «توسط معیارهای گروهی تعیین نمی شود ، بلکه موضوعی از قضاوت و مسئولیت شخصی است. شخص ، زیر بار مسئولیت فردی ، مستعد و آماده آشفتگی های عاطفی و روحی می شود که این می تواند او را به سمت خود کشی هدایت کند تا حدی که نتواند به تجدید روابط با دیگران روی آورد تا او را سرتاسر بحران روحی اش ، یاری رسانند.
دور كیم ، این نوع از خودکشی را خودخواهانه می نامند ، چیزی که بیش از اینکه گروه مدارانه باشد ، خود مدار است. خودکشی دیگر خواهانه بدین جهت اتفاق می افتد که فرد عمیقا درگیر و وابسته زندگی گروهی میشود ، ولی خودکشی خودخواهانه از این رو رخ می دهد که فرد با گروهی سر و کار نداشته و نسبت به آن بی علاقه وبی تفاوت می شود.
طبق نظر دور كیم ، نرخ نسبتا بالاتر خودکشی پروتستانها می تواند به عنوان خودکشی خودخواهانه تبیین شود. فرقه های مذهبی کاتالیک و پروتستان ، هر دو خودکشی را محکوم می کنند ولی کا توليك گر ايي به وسیله ی پیوستگی فرد با کلیسا به عنوان یک نهاد اجتماعی خود را به شدت از آن منع و نهی می کند ولی ازاین طرف ، پروتستان گرایی ، مسئولیت فردی را از ایمان فردی و تعصب خشک مذهبی دور می سازد. پروتستان گرایی ، قصد دارد فرد را از تمام قید و بند های مذهبی به جز وجدان خویش ، جدا کند. به هر حال در انجام چنین کاری بسیاری از آن قید و بند های اجتماعی را از بین می برد که در ترساندن و باز داشتن فرد از خودکشی موثر تر و کار آمد تر خواهد بود.
نرخ خودکشی نسبتا بالاتر در میان افراد مجرد نیز نمونه خودکشی خودخواهانه است. افراد مجرد هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ عاطفی جدا از دیگران هستند. آنها دارای مسئولیت ها و در عین حال پیوستگی ها و تعلق خاطر کمتری هستند. بر عکس ، افراد متاهل هم به وسیله وظایف و تعهدات رسمی و هم پیوندهای عاطفی ، مهار شده اند. آنها در ضمن کمتر خود مدار (خودخواه) می باشند. آنها ناگزیر به همسازی و مماشات با علاقه مندی دیگران هستند و علایق و ارزشهای سهیم شده با دیگران را توسعه می بخشد و حمایت عاطفی را در روابط میانفردی شان می یابند.
در جریان جنگ ها و انقلاب ها ، مردم با فراموش کردن خود و مسائل و رنج هایشان ، به سوی اتحادی برای یک کار و هدف مشترک ، کشانیده می شوند. حداقل به طور موقت ، بحران های اجتماعی به یکپارچگی و وحدت قوی تر و شدید تر جامعه ، منتهی می شوند. به همین دلیل ، دور کيم اظهار می دارد که نرخ های خودکشی ، طی آشوب ها و ستیزهای اجتماعی رو به کاهش می گذراند.
خودکشی ناهنجاری
یک گروه فوق العاده یکپارچه ، متحد و همرنگ به خاطر تنظیم رفتار ها و روابط میانفردی اش به توسعه هنجارها می پردازد. این گروه توسطایجاد و پی ریزی آشکار نقش های درست و غلط ، به وسیله محدود سازی آرزوهای بوالهوسانه اش در حد چیزی که امیدوار باشد بدان دست یابد. حس اطمینان خاطر و ایمنی را به فرد انتقال می دهد.
دور كیم معتقد بود که منبع همیشه حاضر اشتیاق و تعصب افراطی ، خواهش های افسار گسیخته است. زمانی که مردم بدون ساختن اهداف دست یافتنی و تدابیر و چاره های روشن و صریح ، زندگی می کنند ، وقتی که فقط " رویا های آسمانی " روی سر آن ها قرار دارد آن ها در معرض پریشانی ها و آشفتگی های عاطفی قرار می گیرند . وقتی هنجارهای گروهی ضعیف شده اند ، فرد محدودیت ها و موانع کمتری را در برابر خواهش های نفسانی و طرز رفتارش حس می کند . در همین موقع ، او آن امنیتی را که کنترل و انتظام گروهی مهیا می ساخت . از دست می دهد . جاه طلبی های او به ورای توفیق ممکنه ، صعود می کند و او به آنچه که درست یا غلط است ، نا مطمئن می شود ، به نظر دور كیم ، جامعه ای که فاقد ناهنجاری های روشنی نسبت به کنترل و مهار آرزو هاو طرز رفتارهای اخلاقی افراد باشد ، به وسیله ناهنجاری خود ویژه و متمایز می شود. چیزی که معنای " فقدان ضابطه " یا " بی هنجاری " را می دهد . پس خودکشی از آن نوع بی هنجاری ناشی می شود که دورکیم " نا هنجاری " می نامد. (5)
خودکشی ناهنجاری و هم خودکشی خود خواهانه ، هر دو از عدم یکپارچی و همبستگی اجتماعی ناشی می شوند ولی با این وجود ، مستقل نیز هستند . اگر چه در خودکشی خود خواهانه ، فرد ، فاقد بستگی ها و پیوند های شخصی است که او را از اینکار باز ولی او الزاما هنجارهای اجتماعی را رد نمی کند بر عکس خودکشی خودخواهانه می تواند از سوی شخصی فوق العاده متعهد به اخلاق صورت گیرد که حس عمیقی از مسئولیت شخصی برای رفتارش قائل است. به هر حال اخلاقیات او بیشتر از " اصول اخلاقی " ریشه می گیرد تا از وفاداریهاش نسبت به اشخاص یا نهادهای دیگر ، در واقع یکی از خواستگاه های آشفتگی های عاطفی می تواند این باشد که او بسیار منضبط است و اینکه او به طریقی کاملا قاطع ، همنوا و همرنگ می شود.
طبق نظر دورکیم ، خودکشی خودخواهانه در میان تحصیل کرده ها و استادان زمینه وقوع دارد، افرادی که در ابتدا با تفکرات سر و کار دارند وفقط از روی بی قیدی و بی حسابی به اشخاص یا گروه های خاصی پیوسته اند.
در خود کشی ناهنجاری ، فرد می تواند عمیقاً با جامعه درگیرودار باشد ولی زندگی گروهی با کنترل معیارهای رفتاری ، از تجهیز او شکست بخورد . شاید از این جهت زندگی نسبت به خودکشی خودخواهانه غیر قابل تحمل بنماید ، زندگی ای که بیش از حد لزوم خود انضباط دهنده است، زندگی می تواند به علت نارسایی و نابسندگی خود انضباطی نسبت به خودکشی ناهنجاری ، غیرقابل تحمل باشد.
دورکیم ، دو نوع شواهد جهت حمایت از این نظریه اش که فقدان هنجارهای محدود کننده منتج به نرخ بالای خودکشی خواهد شد، عرضه کرد:
او متذکر شد که نرخ خودکشی در کشورهایی که طلاق در آنها مجاز بوده «که طلاق را نسبتا ممنوع» می دانستند و در عین حال این نرخ هنوزدر جایی که طلاق زیاد می باشد ، بالاست. دور کیم استدلال کرد که جامعه با مجاز شمردن طلاق ، اصول مهم انتظامی را تضعیف کرده است. در بررسی رابطه خودکشی با طلاق باید تمایزی میان واقعیت طلاق و امکانپذیر بودن آن قائل شد. واقعیت طلاق متمایل است به فرد و به واسطه آن مشارکت های مربوط به نرخ خودکشی خود خواهانه را از هم جدا کند ، امکانپذیر بودن طلاق ، هنجارهای مجازی را منعکس می سازد که چاره ها و راه حل های دیگری را در دسترس قرار می دهد و اشتیاق ایجاد می کند. از این رو به خودکشی ناهنجاری مربوط می شود.
دور کیم همچنین اظهار داشت که خودکشی به اوضاع اقتصادی پیوسته است. در دوره های بحران یا رکود اقتصادی ، نرخ خودکشی ها بالاست. به هر حال ، علت آنها شدت فقر نیست ، بلکه از نابسامانی همراه با بحران های اقتصادی است. اسپانیا روزگاری از فرانسه بسیار فقیر تر بود ولی نرخ خودکشی در آن فقط 1/0 بیشتر از فرانسه بود. نرخ های خودکشی عموما در مناطق فقر پایدار ، پائین بوده اند ، دور کیم حس کرد که همه دگرگونی های ناگهانی و حاد اقتصادی خواه رونق یا خواه رکود اقتصادی، انتظارات موجود را بر هم خواهد زد. موفقیت ناگهانی در جهت بر هم زنی اوضاع است زیرا موجب اشتیاق و تهییج فزآینده ای می شود. فرد از این جهت در برابر خودکشی ایستادگی می کند که دارای یک خویشتن داری در خودش می باشد. به بیان دیگر ثروت به وسیله قدرت نوع خودداری به فرد را عرضه می کند و او را با این اعتقاد می فریبد که ما باید فقط بر خودمان متکی باشیم. باز آموزی مقاومت و اتکا به خود که احتمال موفقیت نامحدودی را در برابر آنان می نهد ، ما را با هدفی رویارو می کند. یک موفقیت محدود ، تمام نمودهای محدودیت را غیر قابل تحمل می یابد (6).
تعميم دور كیم درباره فقر ، نسبتا درست بود. نرخ های بالای خودکشی ، ناشی از رکود اقتصادی ، متناسب با تحمل دسته هایی از یک فقدان نسبی ثروت یا دوام اجتماعی می باشد. ولی فریضه او درباره توفیق و کامیابی به نسبت کمتری در خودکشی حمایت شده و مورد تائید قرار گرفته است (7).
نتیجه گیری:
مطالعه دورکیم درباره خودکشی ، با علاقه گسترده اش بر ماهیت نظم اجتماعی و بی سازمانی اجتماعی ، پیشرفت کرد. اهمیت خودکشی در روشنی بخشیدن آن قالب ها بر نزدیکی انسان با گروه ها و هنجارهای گروهی مبتنی است. انواع خودکشی - خود خواهانه ، دیگر خواهانه و ناهنجاری – پدیده های یکپارچگی و از هم گسیختگی اشاره دارد. مفهوم بی هنجاری دارای مقامی دائمی در اندیشه جامعه شناسی معاصر است. این مفهوم به تمرکز توهمات بر عدم سوء گیری (ناتجانسی) شخصی کمک می رساند که می تواند در زمانی که افراد فاقد حس تعلق و دلبستگی به یک نظم ، امن اخلاقی باشند به وقوع بپیوندد(8).
کتاب خودکشی دورکیم در سال 1897 منتشر شد و مبتنی بر اطلاعاتی بود که بر اساس معیارهای جدید ، به نظر خام و بی تجربه می آمد. به عبارت دیگر ، بسیار از نتایج دورکیم توسط مطالعات بعدی تصدیق و تائید شده اند و استعداد تحلیل وتفصیل او در یک تلاش مبارزه جویانه مستمر با دانشمندان اجتماعی معاصر می باشد. زیر نویس ها:
مرگ اختیاری در مذهب بودایی نیز افتخاری بزرگ است برای یک بودایی معتقد ، مرگ و تولید وجود ندارد و از فرد چنین انتظاری می رود که خود را برای هر گونه سرنوشتی آماده سازد. در ژاپن در طول جنگ جهانی دوم "هاراگیری" (Hara – kiri) شکل تشریفاتی خودکشی بود که بعد از شکست نظامی ، جهت اجتناب از اسارت و خفت و خاری و شکنجه های بعدی صورت می گرفت.
سوته یا خودکشی زن بعد از مرگ شوهرش تا اوایل قرن نوزدهم در هندوستان رایج بوده است. هر چند که علت اصلی این عمل می تواند در این امر نهفته باشد که مردان به لحاظ نگرش انحصار گرا یانشان به زنان خود ، مایلند پس از مرگشان زنانشان نیز با آنها بمیرند تا به دست مرد دیگر نیفتند ولی راهبان هندی به مردم چنینی یاد داده بودند که این گونه مرگ اختیاری ، جوازی است برای ورود به بهشت ، کفاره ای است برای گناهان شوهر و امتیازی اجتماعی برای بستگان و فرزندان.
به زعم دورکیم خودکشی بیشتر در میان افسران نظامی بدان جهت بیشتر از سربازان وظیفه ، رایج است که آنها احساس مسئولیت بیشتری به پایگاه شغلی خود نشان می دهند تا سرباز وظیفه که به حکمی فولکوریک "اجباری" گسیل سربازی شده است. لذا خودکشی در میان گروه هایی که در معرض دلواپسی و عدم امنیت اقتصادی قرار دارند ، بیشتر در میان گروه هایی که به خوبی در طبقات شغلی مطمئنی جایگزین شده یا در میان کسانی که هیچگونه نگرانی و دلواپسی یا عدم امنیتی نسبت به استخدام خود ندارند کمتر است.
گاه به ویژه در زمان جنگ ، افراد ممکن است زندگی خود را در راه به انجام رسانیدن بعضی از اهداف ارزشمند گروهی ، فدا نمایند ، چنانچه این گونه رفتار ها به عنوان یک شجاعت و از خود گذشتگی بار ارزشی فوق العاده مثبت گرفته و مورد تائید واقع می شود ، لذا سربازان و داوطلبان جنگی برای ماموریت های خطرناکی که می دانند هیچ گونه شانسی برای زنده ماندن ندارند ، داوطلب می شوند.
در چنین وضعیتی ، چنان خلائی در جامعه به وجود می آید که در آن نظام اجتماعی قادر به برآوردن سریع و صحیح نیازها و خواسته های شخصی نبوده و شخص ، حیران و سرگشته می شود که سرانجام به کدامین سو رهسپار شود و چه کار کند مشابه چنین وضعیتی بعد از بحران های شدید سیاسی و شکست در یک جنگ است. در جنگ جهانی دوم ، در هونگ کونگ میزان خودکشی ها 5 برابر بیشتر از دوران صلح افزایش نشان داد.
امیل دورکیم ، خودکشی ، 1959 ، ص 254.
آندره اف ، هنری و جیمز اف شورت ، خودکشی و آدم کشی 1959 ، ص 23.
البته باید به نوعی دیگر از خودکشی که دورکیم بدان اشاره کرده ولی توضیح کمی داده است بپردازیم که خودکشی تعبیر گرایانه (Fatalism Suicide) نام دارد. این نوع خود کشی از نظم و انتظام و بیش از حدی ناشی می شود که تحت این انتظار ، راه های آتی شخص به طور بی رحمانه ای مسدود شده و شور و عشق او به آینده اش به طور خشونت آمیزی توسط انضباط های خفقان آور ، از بین می رود مثل خودکشی برده ها (در نگارش تمامی توضیحات و اضافات از کتاب بیماری های روانی و خود کشی اثر فرهت قائم مقامی، استفاده و اقتباس شده است.
نمونه ای از این دست را می توان به صورت بالقوه در آموخته ها و فرهنگ کلامی مردم خودمان دید. چنانچه تعریف آرامش و استراحت ، در واژگان فارسی معادل آرامگاه است. حال اینکه در زبان انگلوساکسون ها معادل رستوران از ریشه (Rest) به معنای استراحت و آرامش و در زبان عرب برابر مستراح چیزی که در فرهنگ زبان شناختی دارای زمینه و نهفتگاه خستگی از دنیای زمینی است و طبعا بستری بالقوه برای تباهی (لاهوتی و فرجام گرایی ودنیا گریزی).
مارشال بی – کلینارد ، بی هنجاری و رفتار کجرو 1964.
- اختلالات روانی : از جمله اعتیادبه مواد مخدر و مشروبات الکلی ، بیماری افسردگی ، بیماری اسکیزوفرنیا ( نوعی بیماری وخیم روانی که فرد دچار توهم و هذیان می گردد)، حملات اضطرابی شدید توأم با ترس و وحشت...
علل خودکشی
- اختلالات روانی : از جمله اعتیادبه مواد مخدر و مشروبات الکلی ، بیماری افسردگی ، بیماری اسکیزوفرنیا ( نوعی بیماری وخیم روانی که فرد دچار توهم و هذیان می گردد)، حملات اضطرابی شدید توأم با ترس و وحشت ، ترس های مرضی ، حالات خشم ، و عصبانیت های ناگهانی .
آمار نشان می دهد که 95 % از افرادی که خودکشی می کنند دچار اختلال روانی هستند، از جمله 80 % بیماران افسرده ، 10 % بیماران اسکیزوفرنی، 5 % افرادی که دچار زوال عقل و حالات هذیانی هستند خودکشی می کنند.
نظریه روانکاوی :
از دیدگاه روانکاوی ، خشم وخصومت درونی و ناخود آگاه نسبت به فرد مورد علاقه به آن حد زیاد است که می خواهد آن فرد را به قتل رسانده و بکشد ؛ اما چون توان انجام آن را ندارد دچار کشمکش شدید می گردد و این کشمکش بین علاقه و خشم ا یجاد می شود و در نتیجه برای رهایی از این کشمکش دست به خودکشی می زند. ( همان گونه که ذکر گردید این حالت و این کشمکش اغلب ناخودآگاه است و فردی که خودکشی می کند آگاهی روشنی از این حالت و کشمکش ندارد) به زبانی دیگر، نفرت به وجود آمده و ناخودآگاه موجب بروز و ایجاد احساس گناه می گردد که فرد اقدام به خودکشی می نماید .موضوع و یا علت دیگر :عدم هماهنگی بین انگیزه های فرد و عدم توانایی در برآورده نمودن و یا برآورده شدن انگیزه ها و عدم سازگاری بین این دو حالت ، می تواند عاملی باشد که فرد اقدام به خودکشی نماید .
عوامل دیگر خودکشی :
- فرار از ناملایمات و شکست ها .
- فرار از فشارهای روانی که احساس می شود یا به نظر می رسد که پایان ناپذیر است.
- فرار از احساس گناه شدید.
- فرار از مجازات شدن .
- میل به خودآزاری شدید. ( به این دلیل با تیغ ، چاقو و یا امثال این ها به خود آسیب می رسانند.)
- آرزوی مرگ و مردن.
- احساس ناامیدی ، بیچارگی و درماندگی .
- سعی در نشان دادن درد درونی خود. ( خودکشی می تواند نوعی رفتار باشد که می خواهد از این طریق به دیگران بفهماند که تنهاست.)
- ترس از تغییر موقعیت هایی که ممکن است و یا احتمال دارد اتفاق بیفتد و فرد چنین احساس می کند که این تغییر برای وی غیر قابل تحمل است .
- به وسیله خودکشی کردن ، می خواهد دیگران را تنبیه نماید ( فرزندانی که خودکشی می کنند ، با خودکشی کردن می خواهند پدر یا مادر ، یا هر دو را تنبیه نمایند. )
- به وسیله خودکشی می خواهد خشم و عصبانیت خود را نشان دهد.
- فردی که خودکشی می کند هیچ گونه انگیزه یا نیازی برای زیستن و زندگی کردن ندارد.
عده ای به این دلیل خودکشی می کنند که به خواب ابدی بروند.
- عده ای به این دلیل خودکشی می کنند که بعد از مرگ تولدی دیگر خواهند داشت .
- عده ای به این دلیل خودکشی می کنند که خود را از بسیاری از غرایزی که قبول ندارند و در وجودشان وجود دارد نجات دهند.
- عده ای به این دلیل خودکشی می کنند تا از این طریق قدرت و توانایی خود را به دیگران نشان دهند.
جامعه شناسان بر این عقیده اند که خودکشی پدیده ای است ناشی از فشارهای اجتماعی که بر روی بعضی ازافراد جامعه اِعمال می گردد و در نتیجه ، این قبیل افراد قربانیان جامعه اند. و از سوی دیگر این حقیقت وجود دارد که رضایت از زندگی باعث قوی شدن انگیزه ادامه حیات و لذت بردن از زندگی می گردد ؛ در غیر این صورت میل به خودکشی شدت می یابد.
خودكشی رفتار یا پدیده ای است كه از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا كه مشخص است خودكشی در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر كجا كه انسان ها زندگی می كنند خودكشی هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودكشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای كه اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و... برجای می گذارد؛ به نوعی كه این خودكشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یك نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود . افراد یك جامعه نیز زمانی كه از خودكشی فرد و یا افرادی مطلع شوند ، غم زده می شوند و ممكن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودكشی در خانواده خود گردند، به همین دلایل است كه خودكشی بایستی از دیدگاه های روانی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اقتصادی ، تحصیلی ، كاری ، قانونی و... مورد بررسی و توجه قرار گیرد. ریشه یابی هرگونه عامل ، و یا عواملی كه زمینه را برای خودكشی فراهم می سازد بسیار مهم است ؛ از این رو است كه اگر در كشورهای پیشرفته آمار خودكشی بالا برود موضوع ، آنقدر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و كارشناسان و صاحب نظران موضوع خودكشی را بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودكشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره جویی نمایند.
خود كشی را می توان به سه نوع تقسیم بندی نمود:
خودكشی موفق: افرادی كه به طور جدی خودكشی می كنند و با روشی كه انتخاب می نمایند به زندگی خود پایان می دهند.
خودكشی ناموفق : آنهایی كه با هر روش انتخابی اقدام به خودكشی می كنند و نجات می یابند.
خودكشی پنهان یا مزمن: آمار خودكشی در این نوع ، بسیار بالاتر از دیگرانواع خودكشی است. در این مورد با وجودی كه فرد از انجام بعضی رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند كه ادامه آن رفتار و یا عادات موجب عارضه جسمی، معلولیت و یا مرگ وی می شود و با وجودی كه در مورد آن رفتار و یا عادات مخرب با وی مكرراً صحبت شده وعواقب آن به وی گوشزد می گردد ، اما وی به رفتار وعادت خود ادامه داده و به سلامتی خود بی توجهی می نماید. شاید بتوان این نوع خودكشی را "خودكشی محترمانه" نامید، به عنوان مثال: اعتیاد به مواد مخدر، الكل، سیگار، استفاده غیرمجاز از داروهای زیان آور، و یا بیماران قلبی ، فشار خونی ، و دیابتی ها ؛ كه این بیماران در مورد استفاده از داروهای تجویزی بی توجهی می نمایند و رژیم غذایی خود را رعایت نمی كنند. درهمین زمینه بعضی از تصادفاتی كه منجر به مرگ راننده شده و نمی توان دلیل و یا علت مشخصی را برای آنها پیدا كرد، نمونه ی این گونه خودكشی است.
بررسی خودكشی از دیدگاه آماری و جوانب گوناگون
جالب است بدانیم كه سفید پوستان بیشتر از رنگین پوستان خودكشی می كنند و آمار خودكشی در افرادی كه از كشوری به كشور دیگر مهاجرت می نمایند بیشتر است.
مردان سه برابر بیشتر از زنان ، خودكشی موفق دارند و زنان چهار برابر بیشتر از مردان اقدام به خودكشی می نمایند كه نجات می یابند و یا این كه زنان بیشتر تظاهر به خودكشی می نمایند.
در زمینه سن و سال : هرچه سن بالاتر می رود میزان خودكشی افزایش می یابد . به طور كلی مردان از سن 45 سالگی به بعد و زنان از سن 55 سالگی به بعد اقدام به خودكشی بیشتری دارند و آمار خودكشی در سنین حدود 75 سالگی سه برابر جوانان است، اما بیشترین آمار خودكشی از سن 15 تا 24 سالگی است كه در پسران كمی بیشتر از دختران است.
اعتقادات مذهبی : دین و مذهب در خودكشی نقش مهمی دارد . در بسیاری ادیان، خودكشی رفتاری گناه آمیز و ممنوع و در نتیجه حرام اعلام شده و این عاملی است كه افراد را از اقدام به خودكشی باز می دارد. به طور كلی آنان كه اعتقادات مذهبی پایدار و محكمی دارند كمتر خودكشی می كنند. مسیحیان كاتولیك و مسلمانان آمار كمتری از خودكشی دارند، و یهودیان بیشتراز مسیحیان پروتستان خودكشی می كنند . از سوی دیگر در بعضی از گروه ها برای اعتقادات خاصی كه دارند و برای هدف و یا اهدافی كه دارند به عنوان نوعی قربانی ، برای آن هدف ، خودكشی می كنند.
مكان زندگی : آمار خودكشی در روستاها و شهرهای كوچك در مقایسه با شهرهای بزرگ كمتراست و این می تواند به دلیل وجود قید و بندهای خانوادگی و اجتماعی و ارتباطات خاص محلی باشد؛ همچنین در روستاها و شهرهای كوچك فشارهای روانی كمتری به انسان ها وارد می شود تا در شهرهای بزرگ.
ازدواج : افرادی كه ازدواج كرده اند كمتر به فكر خودكشی می افتند و خانواده هایی كه فرزند دارند كمتر از خانواده های بدون فرزند خودكشی می كنند. همچنین افرادی كه بعد از ازدواج ، زندگی شان منجر به جدایی شده است بیشتر از افرادی كه همسر خود را از دست داده اند خودكشی می كنند.
از دیدگاه اجتماعی : افرادی كه از نظر اجتماعی منزوی و گوشه گیر هستند و ارتباطات اجتماعی كمتری دارند اقدام به خودكشی بیشتری دارند و آنها كه ارتباطات اجتماعی بیشتر و پایدارتری دارند كمتر به فكر خودكشی می افتند. درحقیقت عدم توانایی دربرقراری ارتباطات اجتماعی و عدم توانایی همسویی با گروه های مختلف اجتماعی و تنهایی ، احتمال اقدام به خودكشی را افزایش می دهد.
داشتن كار و شغل : كاركردن و داشتن شغل ، خطر خودكشی را كم می كند. بعضی از كارهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روانی محیط كار كه خستگی جسمی و روانی را ایجاد می نماید احتمال اقدام به خودكشی را بالا می برد . به همین دلیل است كه آمارها نشان می دهد خودكشی در پزشكان دو برابر دیگران است . عوامل دیگری مانند ورشكستگی ، تنزل مقام و... نیز احتمال خودكشی را بالا می برد.
سلامتی و بیماری : سلامتی و بیماری در خودكشی نقش دارند، افرادی كه از سلامت جسمی برخوردارند كمتر اقدام به خودكشی می نمایند. 50 % از مردانی كه دچار بیماری سرطان هستند و 70% از زنانی كه دچار انواع سرطان و یا انواع دیگر سرطان هستند خودكشی می كنند. به طور كلی بیماری های سخت جسمی و درازمدت ، بیماری هایی كه ایجاد معلولیت های حركتی می كنند و یا باعث دردهای مزمن می گردند، بیماری هایی كه روابط اجتماعی را محدود می نمایند ، احتمال و یا آمار خودكشی را بالا می برند.
مقدمه
خود کشی پدیده ای روانی- اجتماعی ،موضوعی چند وجهی ییچیده است وقتی شخصی مرتکب خودکشی می شود ،معمولا"وابستگان ودوستان او متعجب و حیران می شوند چرا که معتقدند او آرام بود وزندگی می کرد ،اما پس از بررسی دقیق سر نخ ها یی به دست می آید که در عین دشواری ،ضرورت پیگیری وجستجوی کمک وخدمات تخصصی را آشکار می سازد .بنابراین ،پیش بینی خودکشی حتی برای متخصصان امری آسان ودقیق نیست ،از این رو بررسی دقیق علايم ونشانه های خطر خود کشی برای تشخیص به موقع ومناسب ،بسیار کمک کننده است.
تعریف و ماهیت خود کشی :
خود کشی در فرهنگ فارسی به معنای «خود را به وسیله ای کشتن »«انتحار » «خود را کشتن»آمده است .خودکشی به عنوان عملی که شخص برای معدوم کردن خود ،در حالی که اختیار مرگ وزندگی را دارد وبه لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست ،تعریف شده است .در فرهنگ روانشناسی ، خود کشی به عنوان نابود کردن آگاهانه خویش برای رها شدن از موقعیتی غیر قابل تحمل تعریف شده واشاره دارد که خود کشی هایی که با انگیزه ملاحظات مذهبی واخلاقی (فرار از عملی مغایر با شرف ،سر بار دیگران نبودن )صورت می گیرد ،نوعی فداکاری تلقی می شود و آنها را با خودکشی هایی که ناشی از عواطف مختل ،مشوش و...است متفاوت می دانند . رفتار های خودکشی گرا را می توان به افکار (فرایند های ذهنی )ویا براساس پیامدهای مهلک (مرگ آور )مثل خود کشی وپیامدهای غیر مهلک از قبیل اقدام به خود کشی (شبه خود کشی )یا اعمال خود –آسیبی طبقه بندی کرد .شبه خود کشی عبارت است از :«اقدام به عملی غیر مهلک که در آن فرد به عمد یا از روی نقشه ،قصد خود آسیبی (مجروح ومسموم ساختن خود را )دارد اما منجر به مرگ نمی شود .»
ده ویژگی خود کشی از دیدگاه شنایدمن :
1- شایع ترین هدف خود کشی جستجوی راه حل است .2- هدف معمول در خود کشی وقفه وقطع هشیاری است. 3- رایج ترین محرک در خود کشی ،درد روانشناختی غیر قابل تحمل می باشد .4- عمده ترین فشارزا در خودکشی نیازهای روانی ناکام شده است .5- عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6- عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دوسو گرایی است. 7- شایع ترین حالت ادراکی در خودکشی احساس بن بست است .8- شایع ترین عمل در خود کشی خروج است.9- عمل مرسوم در خود کشی ،بیان و ابراز کردن(کلامی – غیر کلامی )قصد خود کشی است . 10 – همسانی معمول در خود کشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است .
علل خود کشی
درخصوص علل خودکشی دودیدگاه عمده وجود دارد.دیدگاه اول مسئولیت خود کشی را بردوش جامعه می گذارد .(مثل دورکهایم واستنگل )دیدگاه دوم که روانشناختی است بیشتر بیانگر مسئولیت وتصمیم گیری فردی است (مثل فروید )هرچند به نظر می رسد تعامل وترکیبی از عوامل اجتماعی وفردی بیشتر تعیین کننده موضوع باشد .با این حال ،رویکرد های مختلف تبیین های متفاوتی برای خودکشی ارائه می کنند. نظریه یادگیری وبه نوعی رفتارگرایی ،براهمیت اکتسابی بودن رفتارهای خودکشی تأکید دارد وموضوعاتی همانند انتقام،پیوستن به فرد مورد علاقه واز دست رفته ،وآرامش مطلق رابرای خودکشی تقویت کننده می دانند .از این منظر چون این رفتارها یاد گرفته شده اند ،بنابراین ،می توان با ایجاد شرایط یاد گیری آنها راتغییر داد. نظر پردازان شناختی خودکشی را نمونه ای از رفتار حل مسأله بیان می کنند .احتمالا"در طول سال رشته ای از رویدادهای منفی که درکنترل شخص نیستند ،پیش از اقدام به خود کشی ،رخ می دهند وموجب می شود که منابع حمایتی خویش را از دست داده (مثلا"طلاق یا فقدان عزیزی در زندگی )وبه لحاظ ارزیابی شناختی دچار محدودیت واز دیدن تمامی ابعاد یک موضوع با دشواری مواجه می شود .از این دیدگاه ،خودکشی ممکن است ازارزیابی شناختی شخص از موقعیت به عنوان شرایطی نا امید کننده وازمرگ به عنوان راهی برای خلاص شدن از مشکلات ،نشأت بگیرد.چرا افراد خودرا می کشند ؟ - انتقام وخشم - افسردگی - ناتوانی - فقدان وضعف عزت نفس - توهم و باورهای هذیانی روان پریشی - تصمیم گیری های به ظاهر منطقی ،مبتنی بردورنمای زندگی وشکست در آنها .درد فیزیکی ،عاطفی یا معنوی)
عوامل خطر آفرین خودکشی
اکنون شیوه ای یاد یار به نام «تبسم جوانان »برای استفاده مشاوران / روان درمانگران در ارزیابی ابعاد خطر مراجعان خودکشی گرا ارائه وپیشنهاد می گردد. این «یاد یار »اکثر عوامل خطری را که در ادبیات خودکشی مشخص شده اند پوشش می دهد: ت به معنای تفکر غیر منطقی : تفکرمنطقی ،کنترل افکار واحساسات از مهارتهای اساسی در زندگی است .از ویژگی افراد خودکشی گرا به ویژه نوجوانان ،نداشتن مهارتهای مقابله ای مناسب ،بالاخص تفکر منطقی می باشد .ازاین رو ندیدن گزینه های مختلف ،عدم انعطاف پذیری ،تکانه ای عمل کردن از ویژگی هایی است که در بررسی افراد پر خطر ،اهمیت بسیار دارد .ب به معنای بیماری : بیماری جسمانی وروانی همبستگی قابل توجهی با خودکشی دارد ،سابقه طبی قبلی ومراجعه درمانی دامنه ای از 32 تا 80 درصد افراد خودکشی کننده در شش ماه قبل از انتحار به علت بیماری را نشان می دهد .س به معنای سن :در گذشته خطر خودکشی با بالا رفتن سن افزایش می یافت ولی در بررسی های جدید نشان می دهد خودکشی درمیان نوجوانان 15 تا 19 ساله به شدت رو به رشد است .همچنین در بزرگسالان به ویژه از دهه ششم زندگی به بعد افزایش بالایی دارد . م به معنای مصرف نا به جای مواد مخدر :مواد مخدر به ویژه الکل خطر خودکشی را به شدت افزایش می دهد .در هرحال ،استفاده نا به جا و سوء مصرف الکل ،به طور کلی مواد مخدر در افزایش خودکشی بسیار تأثیرگذارند .ج به معنای جنسیت : زنان سه برابر مردان اقدام به خودکشی می کنند اما کمتر از آنان می میرند .به عبارتی ،مردان ،خودکشی (چهارتا پنج برابر زنان) وزنان ،اقدام به خودکشی (چهار تا هشت برابر مردان )بیشتری دارند .و به معنای وضعیت تأهل :میزان خودکشی در میان افراد متاهل نسبت به گروه مطلقه وبیوه بسیار پایین تر است .به طور کلی ،خودکشی درافرادی که مجرد ،جداشده وتنها هستند بیشتر می باشد .مطلقه وبیوه بودن 4 تا 5 برابر خطر خودکشی را افزایش می دهد .این امر ازسویی اهمیت تأهل واز سوی دیگر ،نقش فقدان حمایت اجتماعی در افزایش خطر خود خودکشی را نمایان می سازد .الف به معنای افسردگی : افسردگی توأم با نا امیدی از نشانه های جدی خطر خودکشی است .داده های تحقیقی بیانگر نتایج مختلفی است از جمله 10 تا 15 درصد افراد افسرده خودکشی می کنند .همچنین ،بیش از 60 درصد کسانی که به وسیله خودکشی مرده اند از افسردگی عمده در رنج بوده اند .ن به معنای نداشتن حمایت اجتماعی : از متغیر های اساسی سلامت روان وجود سیستم های حمایت اجتماعی مناسب است .الف به معنای اقدام قبلی :خودکشی درافرادی که اقدامهای قبلی داشته اند ،بسیار بالاست . ن به معنای نقشه سازمان یافته :هرچه نقشه فرد برای خودکشی دقیق تر وجزئیات بیشتری داشته باشد ،خطر آن بیشتر است .ازاین روبه نظرمی رسد کسانی که واقعا" قصد خودکشی دارند ،نقشه وطرح دقیق تری برای خوددارند .خودکشی افراد اغلب به گونه ای است که کارهای نیمه تمام را تکمیل ومرتب می کنند .همچنین ممکن است اشیاءباارزش خودراببخشند ،به قرارها ،بدهی ها یا وثیقه ومواردی از این قبیل رسیدگی نمایند .
آمار خودکشی درایران
به دلایل مختلفی ازجمله انجام نگرفتن تحقیقات گسترده وجامع ،بازداری های اجتماعی وفردی ،به ویژه نبود مرکزی برای جمع آوری وپردازش اطلاعات مربوط به اختلالات ومشکلات روانی – اجتماعی در کشور در خصوص شیوع وبروز خودکشی واقدام به آن ،آمارهای مؤثق وقابل اتکایی در دسترس نمی باشد .با این حال به برخی نتایج اشاره می شود .میزان خودکشی در ایران درسال 1375 ،5 نفر در 000/100 نفر اعلام شده است که کرمانشاه با 9/12 وایلام 10 در 000/ 100 نفر بالاترین وسیستان وبلوچستان با 1/1 در 000/100 نفر پایین ترین میزان خودکشی را در کشور داشته اند .میزان اقدام به خودکشی در سال 1376 در استان ایلام با 52 در 000/100 نفر نسبت به سالهای قبل افزایش داشته است .نکته قابل توجه دیگر آن است که میزان خودکشی واقدام به خودکشی در میان دانش آموزان این استان 70 در 000/100 نفر بود که نسبت به سال 1375 ، 25 % افزایش داشته است .تعداد خودکشی زنان در استان اردبیل نیز طی سالهای 78-75 در هر هزار نفر 05/6 -38/1 – 20/1 – 17 /0 بوده است که نشان دهنده کاهش میزان می باشد .
راهکارهای پیشگیری از خودکشی
خودکشی سومین عامل مرگ جوانان ایرانی است که به این مسأله وبحران توجه خاصی داشته باشیم ساماندهی امور ومطالبات جوانان به عنوان برنامه ای ملی ،تأمین اشتغال مولد ،ازدواج به موقع ،ارزشگذاری مناسب به پسران ودختران ومعرفی الگوهای مناسب ،احترام به حقوق فردی تمامی افراد جامعه ،آموزش مهارتهای زندگی ،برقراری امنیت شغلی مردان ،حرفه آموزی وتوانمندی های آنها و... از عواملی هستند که باید مورد توجه خانواده ها ومسئولان جامعه قرار گیرند . فاطمه تطهیری مقدم
منابع
1. آرون، ریمون؛ مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، باقر پرهام، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ پنجم 1381، ص 373 تا 391.
2. استونز، راب؛ متفكران بزرگ جامعهشناسی، مهرداد میردامادی، تهران، مركز، چاپ چهارم، 1385، ص80 تا 83.
3. ستوده، هدایتالله؛ آسیبشناسی اجتماعی/جامعهشناسی انحرافات، تهران، آوای نور، 1379، چاپ ششم، ص222 تا 228.
آسان ترین روش رشد وتعالی در آن است که اطراف خود را با انسانهای باهوش تر از خود پر کنیم